من در خیانت تو شریکم
دل بستم به ممنوع ترین میوه ی سال
غافل از اینکه
دشنه بود و سال
سال بهاری
که هیچ سبز نبود.
شاید
با سرخی انار
که دانه های دلش پیدا نیست
چله ی زمستان را گذراندم
اما
دلم برای فردا می سوزد
دیگر
چیزی برای گره زدنمان نیست...
نوشته شده توسط ... در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت 9:13 موضوع | لینک ثابت
حال خوبی نیست؛
بدونی دنیا همین رنگ عوض کردن های هر روزه ست
و تو از بعضی رنگا خوشت نیاد
زیر اسمت هم بنویسی
من به کبوترها می اندیشم.
خبر تازه:
یه آدم دیگه هم ترک خورد...
نوشته شده توسط ... در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 ساعت 10:20 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

من از هجوم تو
میان این روزهای وحشی
می ترسم
و باور نمی کنم
دیگر می شود راه به جایی برد.
این روزها سجاده ام رازنده کرده ام
رو به خیال های نمناک
و باور کرده ام
تا آمدن تو و
ماندن من
هزار قاعده ی ناممکن هست...
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY